خرید بک لینک
عاشقان اندک اندک میرسد محرم، ماه عشقاندک اندک میرسد به کربلا، سلطان عشقاشاره ای برای دلهای کربلایی و عاشقان حسینی(ع)یا به قول نوحه خوانان، پیش واقعه ای برای آمادگی دلها ...التماس دعا ...اگر از این بنده حقیر بپرسنددر دانشگاه عشق کربلا،بیشتر عشق را در کجا دیدی؟میگویم : اول در ورود و در پیاده شدن حضرت زینب(س) از محمل وقتی به کربلا رسیدند.دوم وقتی که علمدار مولایش را برادر خطاب کرد.و سوم هنگام حرکت از کربلا در رور 12 محرم که حضرت زینب(س) همه زنان و اطفالرا سوار کرد اما خودش محرمی نداشت دیگر عباسی(ع) و علی اکبر(ع) و قاسم(ع)نبودند که پا بر زانوی آنها بگذارد و سوار شود ...علی لعنت الله علی القوم ظالمین

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1402 ساعت: 12:10

به جز حسین مرا ملجا و پناهی نیست به این عقیده یقین دارم اشتباهی نیست ره نجات حسین است و دوستی حسین بسوی حق بجز این ره،طریق وراهی نیست

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1402 ساعت: 12:10

یادم آمد محرم آن سال عشق با ما قرار تازه گذاشتحکم آماده باش لغو شد و هیچ کس میل بازگشت نداشتدسته ی دوستان اهل ادب تحت فرمان شاعری بودندهمگی اهل یک حسینیه ، تعزیه خوان ماهری بودندخیمه سوزان عصر عاشورا همه آتش شدند، آه شدنددسته ی دوستان تعزیه خوان گل میدان صبحگاه شدندچند روی گذشت و شکر خدا حکم آماده باش هم آمدروح از جسم جان نثاران برد بوی عطری که از حرم آمدشب حمله ، به حکم فرمانده اهل آن دسته انتخاب شداولین راویان آن میدان پیشتازان فتح باب شدندشب دلدادگان دریا دل شب رزمندگان عاشق بودگریه ی ان شب مخالف خوان با معین البکا موافق بودهمه با حمله های برق آسا وسط معرکه درخشیدندبعد یک عمر تعزیه خواندن، کربلا را به چشم خود دیدندآنکه نقش امام را می خواند با ابالفضل و با علی اکبرتانک ها را در آتش افکندند لرزه افتاد بر تن لشگردر تب پیچ و تاب پیشروی عده ای در محاصره ماندندهمه با هم در آخرین اجرا زخمی و تشنه لب رجز خواندنددیدی ای دل که تعزیه خوانان پیش فرمانده رو سفید شدندزیر باران آتش دشمن همه جز یک نفر شهید شدنددیده بانان به چشم تر دیدند آخرین پرده بود بی پردهسر نعش حسین تعزیه خوان ، شمر با گریه آب آوردهبعد سی سال آن مخالف خوان به رفیقان هم قسم پیوستبه مریدان حضرت زینب س به شهیدان آن حرم پیوستروز تشییع پیکرش دیدند اشک از چشم آسمان آمددر حسینیه ولوله افتاد تا صدای سکینه خوان آمدنسخه تعزیه ورق می خورد خواهری زائر برادر بودسر این صحنه شد به پا محشر، تن پاک شهید بی سر بود

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1402 ساعت: 12:10

صفحه بندی